السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1055

تعليقات نقض ( فارسى )

تعليقهء 125 ( ص 311 ؛ س 7 ) بو سعيد جنابى و بو طاهر جنابى بايد دانست كه از قضاياى بسيار اسف‌آور و جانگداز و مصائب و بلاهاى وارد بر مسلمانان آنست كه بسال سيصد و هفده هجرى از ناحيهء قرمطيان بر مكّه تاختند و بغارت و كشتن حجّاج خانهء خدا پرداختند و تعدّى و تجاوز را بر اهل اسلام از حدّ نوشتن گذرانيدند و حرمت خانه خدا را هتك كردند و حجر الاسود را كنده بهجر بردند و همهء مورّخان اسلام بتفصيل بذكر اين قضيّه پرداخته‌اند مثلا ابن الجوزى در المنتظم ضمن وقايع سال 317 ( ص 222 - 323 ) و ابن الاثير در وقايع همان سال تحت عنوان « ذكر مسير القرامطة الى مكّة و ما فعلوه بأهلها و بالحجّاج و أخذهم الحجر الأسود » و در حوادث سال سيصد و نه تحت عنوان « ذكر اعادة القرامطة الحجر الأسود » و ياقوت در معجم البلدان تحت عنوان « جنّابة » و « الحجر الأسود » و اصطخرى هنگام ذكر قبائل و اديان فارس و ساير مورّخان مخصوصا تواريخ مربوط بمكّه قضيّه را بشرح و بسط كافى نقل نموده‌اند و در اينجا مختصر اشاره‌اى مىكنيم . محدث قمى ( ره ) در تتمة المنتهى گفته ( ص 288 - 289 ) : « و در سنهء 317 مقتدر منصور ديلمى را امير حاجّ كرد با قافلهء حاجّ بمكّه رفتند و تا مكّه سالم رسيدند ابو طاهر قرمطى ملعون نيز بجانب مكّه شد و روز ترويه با مسلمانان تلاقى كردند و دست تعدّى گشادند و مسلمانان را در مسجد الحرام بكشتند و كشتگان ايشان را در چاه زمزم ريختند و با دبّوس چندان بر حجر الأسود زدند تا شكسته شد و او را بكندند و اين مطلب در 14 ذيحجّه همانسال واقع شد پس يازده روز در مكّه بماندند و حجر الاسود را با خود حمل كردند و ببردند و زياده از بيست سال نزد ايشان بود و مسلمانان پنجاه هزار دينار بايشان دادند كه حجر الاسود را ردّ كنند قبول نكردند تا در زمان مطيع للّه در سنهء 339 بامر عبيد اللّه مهدى بمكّه برگردانيدند چنانچه در تاريخ سنهء 286 به آن اشاره شد » .